به تو عادت کرده بودم اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم عشق من تو در چه حالي
قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم
تا در اين قصه ی پر حادثه حاضر باشم
حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی و
من به دنبال تو يک عمر مسافر باشم
تو پری باشی و تا آنسوی دريا بروی
من به سودای تو يک مرغ مهاجر باشم
قسمت اين بود ، چرا از تو شکايت بکنم ؟!
يا در اين قصه به دنبال مقصر باشم ؟
شايد اينگونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده ی اسم خوش شاعر باشم
شايد ابليس تو را شيطنت آموخت که من
در پس پرده ی ايمان به تو کافر باشم
دردم اين است که بايد پس از اين قسمتها
سالها منتظر قسمت آخر باشم !!
اين روزا عادت همه رفتنو دل شکستنه
درد تمام عاشقا پاي کسي نشستنه
اين روزا مشق بچه هايه صفحه آشفتگيه
گرداي روي آينه فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشکل بي ستاره ها يه کم ستاره چيدنه
اين روزا کار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه کم کبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شکسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا کار آدما دلاي پاک رو بردنه
بعدش اونو گرفتنو به ديگري سپردنه
اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفائيه
جرم تمومشون فقط لذت آشنائيه
اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پس زدن و نموندنه
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی:
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن.
از خیابانها،کوههاودشتهایی گذرکن که من کردم.
اشکهایی را بریز که من ریختم. دردهاوخوشیهای من را تجربه کن.
سالهایی را بگذران که من گذراندم. روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم.
دوباره و دوباره برپاخیز... و مجدداًدر همان راه قدم بزن.
همانطور که من انجام دادم... بعد،آن زمان...
می توانی در مورد من قضاوت کنی!!!
برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...
برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ...
برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...
برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...
برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...
برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است...
... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای
برای تويی كه قلبت پـا ك است ...
برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...
برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...
برای تویی که آرزوهایت آرزویم است.
خیلی دلم گرفتــه از این همه جدایـی گذشـت قدیـما حالم
من کجا تو کجایی خیلـی گرفتس حالـم همش دلم میگیره
اونقدر قــدم میزنم تا نفسم بگیــــره..........
هر جا میرم به فکرتـــم فکــرت برا دلم بســه
میخوام همش صـــدات کنم اســمت برام مقدســه
میمــیرم ولم کنی بــری فراموشم کنـی
با بی کسی و انتظار منـــو هم آغوشــم کنی
بی من نرو تنهــام نــذار بی کسیمو یادم نیار
واسه تو داره جون میده این دل تنگو بــی قــرار
بی تو هــوای این اتاق همیشــه سردو ساکتــه
دل پیشــه چشمای تو بود پیشه نگاه پاکـتــه
عید غدیر رو به همه ی عزیزان به خصوص احسانه خودم
تبریک میگم
وقتی كسی رو دوست داری حاضری جون فداش كنی
حاضری دنیا رو بدی فقط یك بار نگاهش كنی
به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی
رو همه چیز خط بكشی حتی رو برگه زندگی
وقتی كسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه
فقط اونی كه عشقته عاشقی رو بلد باشه
قیده تمومه دنیا رو به خاطره اون میزنی
خیلی چیزا رو میشكنی تا دله اونو نشكنی
حاضری بگذری از دوستایه امروز و قدیم
اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم
حاضری قلبه تو باشه پیشه چشایه اون گرو
فقط خدا نكرده اون یك وقت بهت نگه برو
حاضری حرفه قانون رو ساده بزاری زیر پات
به حرفه اون گوش بدیو به حرفه قلبه با وفات
وقتی بشینه به دلت از همه دنیا میگذری
تولد دوبارته اسمشو وقتی میبری
حاضری جونت رو بدی ، یه خار تویه دستشم نره
حتی یه ذره گردو خاك مبادا تو چشاش بره
وقتی كسی تو قلبته یك چیزه قیمتی داری
دیگه به چشمات نمیاد اگر كه ثروتی داری
سلام به همه ی ماه عسلی های عزیز شرمنده اگه آپ این دفعه خیلی دیر شد راستش
سرم خیلی شلوغه... یه خبر خوب دارم برای همه طرفدارای احسان علیخانی .....
۶ روز دیگه ........... ۱۵ آبان (November 6) تولد احسان علیخانی....
من شاید وقت نکنم برای روز تولدش آپ کنم برای همین یه کم زود تر آپ کردم
برای همین اون عزیزایی که این آپ رو میخونن بدونن که برای تولد احسان
روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو
كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک
فقط مي خوان بهت بگن :.
تولدت مبارک
عادت یا عشق نمیدونم نمیتونم نبینمت
نمیتونم حتی یه شب به تنهایی بسپارمت
عادت یا عشق فقط بدون مثل نفس دوستت دارم
خودم اگه از یاد برم تو رو به خاطر میارم
هر اسمی که میخوای بذار رو منو احساسم به تو
عادت هوس عشق یا هوا یه اسم یا یه واژه ی نو
اما بدون هزار دفعه اگه بازم دنیا بیام
دوباره عاشقت میشم همیشه دنبالت میام
ساده بگم ساده بگم سادیگیاتو دوست دارم
ساده نمیگذرم ازت تو رو تو شعرام میارم
ساده بگم عاشقتم ساده بگم میخوام تو رو
عادت دارم با تو باشم یه وقت نگی بهم برو
دوست ندارم سختش کنم احساسمو نسبت به تو
میخوام بهت ساده بگم فقط تو هم ساده بشو
حرفامو گوش بده میخوام حال دلم رو بدونی
شاید اثر کرد حرفمو بشه کنارم بمونی
شاید بشه رویای من به سادگی دنیا بیاد
حس بد خدافظی دیگه سراغمون نیاد
ساده بگم ساده بگم سادیگیاتو دوست دارم
ساده نمیگذرم ازت تو رو تو شعرام میارم
ساده بگم عاشقتم ساده بگم میخوام تو رو
عادت دارم با تو باشم یه وقت نگی بهم برو














